هوش سازمانی
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین میزان برخورداری شرکت سایپا یدک از ویژگیهای سازمانهای یادگیرنده با میزان هوش سازمانی در این شرکت بوده است. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (همبستگی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران شرکت سایپا یدک به تعداد ۱۰۴ نفر بوده است. حجم نمونه مطابق با جدول «مورگان» ۸۲ نفر برآورد گردیده است که این تعداد به شیوه تصادفی طبقهای ساده از جامعه آماری انتخاب شده است. ابزار گردآوری دادهها، دو پرسشنامه محقق ساخته سازمان یادگیرنده مشتمل بر 25 گویه و پرسشنامه استاندارد هوش سازمانی «آلبرخت» مشتمل بر 35 گویه در طیف 5 درجه ای لیکرت بوده است. ضریب آلفای هر دو پرسشنامه در نمونهای 30 نفره به ترتیب برابر با 0.92 و 0.94 برآورد گردیده است. دادههای گردآوری شده به کمک روشهای آمار توصیفی و استنباطی همچون آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون از طریق نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان داده است که بین میزان برخورداری از مولفههای سازمانهای یادگیرنده با مولفههای هوش سازمانی مدیران در شرکت سایپا یدک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون نیز نشان داده است که از میان مولفههای سازمان یادگیرنده، به ترتیب مهارتهای تفکر سیستمی، چشمانداز مشترک، مهارتهای فردی، یادگیری تیمی و در نهایت مدلهای ذهنی پیشبینی کنندههای مناسبی برای هوش سازمانی مدیران شرکت سایپا یدک خواهند بود.
واژگان کلیدی: سازمان یادگیرنده، هوش سازمانی، سایپا یدک.
منبع: فصلنامه تازه های روانشناسی صنعتی سازمانی گرمسار. پاییز 89.
دکتر فاطمه اسلامیه