سواد اطلاعاتی

ارزیابی استانداردهای سواد اطلاعاتی دانشجویان و رابطه آن با گرایش به یادگیری الکترونیکی

 

دکتر اصغر شریفی و فاطمه اسلامیه 

 

 

هدف پژوهش حاضر، ارزیابی استانداردهای سواد اطلاعاتی دانشجویان و رابطه آن با گرایش به یادگیری الکترونیکی بوده است. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (همبستگی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان رشته علوم‌انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال تشکیل داده­اند که تعداد آنها 9335 نفر بوده است و حجم نمونه بر اساس جدول «مورگان» 384 نفر تعیین و نمونه­ها با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شده­اند. ابزار گردآوری داده‌ها، دو پرسش‌نامه­ محقق ساخته سواد اطلاعاتی در مقیاس هفت درجه­ای و یادگیری الکترونیکی در مقیاس پنج درجه­ای بوده است. روایی هر دو ابزار از نظر صوری، محتوایی و سازه بررسی شده است و پایایی آنها نیز با اجرای آزمایشی بر روی نمونه­ای 30 نفره و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 80/0 و 73/0 به‌دست آمده است. داده­های گردآوری شده به کمک روش­های آمار توصیفی و استنباطی هم‌چون آزمون كالموگروف اسميرنف، tتک گروه، t مستقل، فریدمن و ضریب همبستگی پیرسون از طریق نرم­افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج به‌دست آمده نشان داد که میزان گرایش دانشجویان مورد مطالعه به یادگیری الکترونیکی بالاتر از متوسط جامعه می­باشد. سطح آگاهی دانشجویان از استانداردهای پنج‌گانه سواد اطلاعاتی نیز بالاتر از متوسط جامعه می­باشد. نتایج دیگر نیز حاکی از آن بود که بين سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان مورد مطالعه و گرایش آنها به یادگیری الکترونیکی رابطه معناداري وجود دارد.

 

واژگان كليدي: ICT، سواد اطلاعاتی، یادگیری الکترونیکی.

منبع: فصلنامه فناوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری. دوره 2. شماره 2. زمستان 90. صص 53-35.

مدیریت دانش

بررسی رابطه بین مدیریت دانش با سبک­های رهبری تحولی و تبادلی

 

دکتر اصغر شریفی، فاطمه اسلامیه، زهرا غلامحسین آجیلی 

 

 

پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین مدیریت دانش با سبک­های رهبری تحولی و تبادلی انجام شده است. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (همبستگی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش را كليه مدیران ارشد دانشگاه­های آزاد اسلامی شهر تهران به تعداد 315 نفر تشکیل داده­اند که حجم نمونه مطابق با جدول «کرجسی و مورگان» 169 نفر برآورد گردید و این تعداد به شیوه نمونه‌گيری خوشه­ای از بین جامعه آماری انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده­ها، پرسشنامه محقق ساخته مدیریت دانش بر مبنای مدل «گلد و همکاران» (2001) در چهار فرآیند خلق دانش، حفظ دانش، تبدیل دانش و بکارگیری دانش با ضریب آلفای 76/0 و پرسشنامه استاندارد سبک رهبری چندعاملی «باس و اولیوا» (1997) معروف به MLQ که دارای سبک رهبری تحولی در پنج بعد رفتار کمالگرایانه، نفوذ کمالگرایانه، روحیه ایجاد انگیزش، ترغیب به تلاش فکری و توجه به تفاوت­های فردی و سبک رهبری تبادلی در چهار بعد مدیریت مبتنی بر پاداش­های اقتضایی، مدیریت فعال مبتنی بر استثنائات، مدیریت منفعل مبتنی بر استثنائات و رهبری عدم مداخله با ضریب آلفای 83/0 بوده است. داده­های گردآوری شده به کمک آزمون­های tتک نمونه­ای، فریدمن، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون از طریق نرم­افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان داد که استفاده از مدیریت دانش در بین مدیران ارشد دانشگاه­های آزاد اسلامی تهران بالاتر از حد متوسط جامعه بوده و بیشترین گرایش آنها به سبک رهبری تحولی می­باشد. همچنین، بين مدیریت دانش با سبک­های رهبری تحولی و تبادلی در بین جامعه مورد مطالعه، رابطه معناداري وجود دارد. بطوریکه، به ترتیب 83 و 81 درصد تغييرات سبک­های رهبری تحولی و تبادلی را می­توان از طریق مدیریت دانش تبیین نمود.

 

واژه­های کلیدی: مدیریت دانش، رهبری تحولی، رهبری تبادلی.

منبع: مجموعه مقالات دومین همایش ملی مدیریت و کارآفرینی. اردیبهشت 92. خوانسار.

کارآفرینی

موانع فراروی آموزش كارآفرينی

 

دکتر اصغر شریفی، فاطمه اسلامیه، زهره تقی پور 

 

 

هدف پژوهش حاضر بررسي موانع فراروی آموزش كارآفريني در هنرستان­های فنی و حرفه­ای و كار و دانش بوده است. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (پیمایشی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان زن در هنرستانهای فنی و حرفه­ای و كار و دانش منطقه 6 شهر تهران به تعداد 149 نفر بوده است که از این تعداد، مطابق با جدول «مورگان» تعداد 103 نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده­اند. برای گرداوری داده­ها از پرسشنامه محقق ساخته با ضریب آلفای 89/0 و جهت تجزیه و تحلیل داده­ها، از آزمون­های تحلیل عاملی، تحلیل واریانس و توکی استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان داد که عوامل فردي و خانوادگی، روش آموزش و تدريس مربیان، محتواي کتب درسي و عوامل محیطی از جمله موانع فراروی آموزش كارآفريني در در هنرستان­های فنی و حرفه­ای و كار و دانش می­باشند. بین نظرات معلمان در شناسایی موانع فراروی آموزش كارآفريني در هنرستان­های فنی و حرفه­ای و كار و دانش از نظر سابقه خدمت تفاوت معناداری مشاهده شد. بطوریکه این تفاوت در عوامل فردی و خانوادگی بین معلمان دارای سابقه تدریس 5-1 سال با 15-11 سال و بالعکس و در مولفه عوامل محیطی، بین معلمان دارای سابقه تدریس 5-1 سال با معلمان دارای 10-6 سال و بالعکس و در نهایت، بین معلمان دارای 10-6 سال سابقه تدریس با معلمانی که 15-11 سال سابقه تدریس داشتند و بالعکس در سطح معناداری 05/0 مشاهده شد. در ساير مقايسه­ها تفاوت معناداری مشاهده نشده است.

 

واژگان کلیدی: آموزش، كارآفريني، هنرستان، کار و دانش.

منبع: مجموعه مقالات دومین همایش ملی مدیریت و کارآفرینی. اردیبهشت 92. خوانسار.